عشق چیست ؟ و چه انتظاری از آن باید داشته باشیم؟
عشق عبارت است از علاقه شدید قلبی نسبت به شخص یا چیزی که در نظر فرد زیباست. انسان عاشق زیبایی نمی شود. بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
در واقع عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین باور و احساسی عمیق و لطیفی است که با حس دوست داشتن در ارتباط است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا جذابیت بیانتها برای دیگران است.
اگر عشق بورزید عشق دریافت می کنید
- زندگی یک بازی عاشقانه است قوانین بازی عشق را بدانیم
- خود را چگونه به دیگران معرفی کنیم؟
- تأثیر سؤتفاهم در زندگی چیست؟ چطور آن را از بین ببریم؟
- عاشق شویم و عاشق بمانیم، به چه کسی باید عشق بورزیم؟
چگونه محبوب دیگران باشیم؟
اگر دلتان محبوبیت میخواهد، اصلا خجالت نکشید زیرا این نیاز طبیعی هر فردی است. یکی از عمیقترین و ریشهدارترین انگیزههای آدمیزاد این است که محبوب شده و مردم قدر او را بدانند.
تاکنون دیدهاید بعضیها انگار مهره مار دارند و به راحتی هر کسی را جذب خود میکنند؟ کافی است اراده کنند تا بتوانند دیگران را شیفته خود کنند، همیشه این افرادتعجب ما را برمیانگیزند که چگونه میتوانند اینقدر راحت دل همه را به دست بیاورند و محبوب بمانند. محبوبیت یک امر مادرزادی و ارثی نیست پس احتمالا آنها کارهای خاصی انجام میدهند که با دل افراد چنین میکنند. در این کارگاه دکتر آزمندیان رازهای محبوب شدن را توضیح می دهند و به شما یاد می دهند که چطور دل آنهایی را که دوست دارید، به دست آورید.
رزومه دکتر علیرضا آزمندیان:
- کارشناسی مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف
- خبرنگار سیاسی و اقتصادی صدا و سیما
- دارای مدارک تحصیلی فوق لیسانس، دکترا و فوق دکترا در رشته ی مهندسی صنایع در سیستمها در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی
- سابقه تدریس در دانشگاههای امریکا
- بنیانگذار تکنولوژی فکر در ایران
- نویسنده کتاب های اصول سی گانه اعتماد به نفس، چگونه راه سعادت را یافتم و کارت هایی با مضمون جملات تاکیدی مثبت برای برنامه ریزی مثبت ضمیر ناخودآگاه.
- یکی از بزرگ ترین سخنرانان انگیزشی در ایران

آیا ضعف هایتان موجب ناراحتی و افسردگی تان شده اند؟
اگر پاسختان مثبت است پس حالا وقت آن است که خود را به خاطر آنچه که هستید دوست داشته باشید و عاشق خود شوید. آغوش خود را به روی ضعف های خود بگشایید و خود را آنگونه که هستید، به طور کامل بپذیرید.
یکی از چیزهایی که مانع پیشرفت ما می شود اینست که نمی توانیم خودمان را دوست داشته باشیم ، ما خودمان را لایق موفقیت نمی دانیم چرا که اعتقاد داریم دارای کاستی های زیادی هستیم.
چرا باید خودمان را دوست بداریم؟
تعادل در توجه به خود باعث تعادل روان می شود. اگر شما خودتان را دوست نداشته باشید به بدنتان عشق نورزید وسعی نکنید آن را در اوج سلامت و زیبایی نگهداری، اگر مهر و محبتی به خودتان نداشته باشید چطور می توانید سایر انسان ها را دوست بدارید؟
هیچ کس به شما از شما نزدیکتر نیست. موقع درد ها ،رنج ها، سختی ها و شادی ها خوب است که هم صحبت خوبی داشته باشیم و کسانی که دوستشان می داریم کنارمان باشند اما حقیقت این است که یک نفر همیشه با ماست آن هم خودمان هستیم.
پس چرا برای خودمان وقت نمی گذاریم؟
باید بدانید که ما اگر نتوانیم به خودمان عشق بورزیم، نمیتوانیم دیگران را هم دوست بداریم و به آنان احترام بگذاریم.
آنچه در این دوره می آموزیم:
عشق چیست و از کجا می آید؟ مفهوم عشق و عشق ورزی چیست؟
عشق های آسمانی و زمینی
عشق های انسانی و قانونمندی های آن
قانونمندی های عشق ورزی در میان انسان ها – عشق باید ابتدا تقدیم خود شود
چگونه محبوب خود را در زندگی پیدا کنیم و او را جذب کنیم
نقش رنگ در معماری ، مطلب آموزشی و تحقیق مناسبی برای رشته مهندسی معماری بوده و در 69 صفحه تهیه شده است.
در این تحقیق ما به تفصیل به بررسی نقش رنگ در معماری می پردازیم . این تحقیق مشتمل بر مضامین زیر است :
مقدمه
رنگ آبی در معماری اسلامی
تأثیر رنگ در معماری
رنگ عنصر اصلی دکوراسیون
رنگ های آکسان
رنگ زمینه
رنگهای متضاد
رنگ های سرد
رنگهای مکمل
رنگهای غالب
یک خانواده رنگی
رنگ های گرم
رنگهای هم پرده
تاثیر رنگ در معماری
اتاق نشیمن
اتاق غذاخوری
اتاق خواب
سرویسهای بهداشتی
آشپزخانه
مقوله رنگ شناسی در معماری
جستاری بر نقش رنگ در معماری
با رنگ های زنده بیشتر آشنا شویم
رنگ در دکوراسیون داخلی
رنگ در معماری داخلی
توصیه های کاربردی
توصیه کارشناس
رنگ ، عنصر اصلی دکوراسیون
تاثیرات حاصل از رنگ ها
برای زیباتر کردن دکوراسیون منزل از چه رنگهایی استفاده کنیم؟
و..........................
مقدمه
اصولاً صنعت در کشور ما با سنت در آمیخته و مدرنیزاسیون و تکنولوژی را در آن به سختی می توان
دید. اگر در این راه حرکتی نیز صورت گرفته باشد چنان بطئی و کند است که به چشم نمی آید.
صنعت سنباده ایران که از قدمت چند ساله برخوردار است، نیز از این قائده مستثنی نیست. در واقع
صنعت سنباده ما هنوز راهی را می رود که حداقل سال ها پیش باید آن را ترک می کرد؛ راهی بسیار
کهنه، غیر اصولی و غیر علمی. در این صنعت کمتر نشانی از ابتکار و خلاقیت داخلی می توان یافت و
بیشتر حالت تکرار و نمونه برداری از کار دیگران می باشد؛ چیزی که این صنعت را از حالت پویا به
حالت خموده و واپسگرا کشاند. همانطور که گفته شد اگر حرکتی نیز انجام شده آنقدر ضعیف و نارسا
بوده که تأثیر چندانی در کل کار نداشته است؛ اگر