محیط در لغت به معنای محیط زیست، محیط اطراف، احاطه و دور و بر آمده است. بطور کلی در متون تخصصی مدیریت، محیط، به پدیدههای اطراف سازمان اطلاق میگردد؛ که بطور معمول عواملی نظیر دولت، رقبا، تکنولوژی، عرضه و تقاضای نیروی کار، مشتریان و ارباب رجوع و اخیرا صنعت مرتبط با سیستم را دربرمیگیرد. محیط در نوع نگرش به سازمان، سازمان را سیستمی فرض میکند، که دادهها را به ستادهها تبدیل میکند(سیستمهای باز)، و برای بقای خود به محیط متکی است. سابقه نگرش سیستمی به سازمان به ارائه نظریه عمومی سیستمها در دهه 60 میلادی برمیگردد. سیستم باز، سیستمی است که با محیط خود، تبادل انرژی، ماده و اطلاعات دارد و یک سیستم کاملا بسته، سیستمی است که به هیچ وجه از محیط، انرژی دریافت نمیکند و به هیچ وجه از خود به محیط، انرژی ساطع نمیکند. کوتاه سخن این که بسته یا باز بودن یک سیستم، امری نسبی است که به میزان ارتباط آن با محیط بستگی دارد (گالوپ و جیانگ، 2015).
2-1-1-عوامل محیطی و مرز سیستمهر سیستم، علاوه بر ارتباط با عناصر درون خود (عناصر تشکیلدهنده سیستم و روابط آنها)، با عناصر خارج از خود و مربوط به محیط نیز سروکار دارد.در واقع، محیط هر سیستم، شامل آن چیزهایی است که خارج از کنترل کامل سیستم هستند؛ ولی به گونهای بر عملکرد آن تأثیر دارند. با توجه به اینکه محیط، خارج از سیستم قرار دارد، سیستم نمیتواند کار چندانی برای کنترل مستقیم تغییر و تحولات آن انجام دهد؛ به همین دلیل میتوان محیط سیستم را به منزله عاملی ثابت در نظر گرفت (آدما و همکاران، 2010).